تبلیغات
مشکات اندیشه - نوروز، چشم به راه...

مشکات اندیشه
 
وضویی زلال می گزارم
و برای او می نگارم:
به نام پروردگار بهار، خداوند كوهسار، كردگار آبشار، بیدارگر درختان از برگ ریزان و نگار گر شكوفه ریزان، به عنایت رحمان به عون رحیم:
اللهم رب النور العظیم...

به نام نامی اش، به شوق شادمانی اش
دوباره صفحه های بی صدا ترانه خوان
و پاره های بی نگار پُرنگار شدند
و باز های و هوی عاشقانه در گرفت
سرورا، این نگاره ها و دل نوشته ها شاهكار توست
و ما در این میانه هیچ كاره ایم
دلبرا، به سوی توست دست هایمان
پیشكش به تو اشك هایمان
بیا جلا بده به نور خود قلب هایمان

باید هماره در انتظار بود؛ همانند كسی كه خسته از ظلمت و تیرگی، چشم به افق دوخته و دمیدن خورشید را آرزو میكند؛ چونان كسی كه در بیابانی بی انتها، تنهای تنها زمین را می كند و در آرزوی جوشش آبی گوارا له له می زند، بسان كسی كه در بستر بیماری عزیز؛ حیران و نگران، ورود طبیبی ماهر و درد آشنا را لحظه شماری می كند.

آری، انتظار ظهور، آرزومندی برای رسیدن به نیكوترین حال ها و زیباترین تحول هاست: «ای تغییر دهنده توان ها و حال ها! حال ما را به نیكوترین حال تغییر ده!»
نوروز، لحظه تغییر و تحول در زمین و زمان و انتظار ظهور، چشم به راه زیباترین تحول ها و این است رمز پیوستگی  نوروز با انتظار ظهور: «نوروز نیز چشم به راه زیباترین تحول».

بهار سر رسیده است و شقایق های وحشی و گل های سفید نوروز سر از خاك بیرون آورده اند... با بهاران روزی نو رسیده است و ما و نوروز همچنان چشم به راه روزگاری نو.
اكنون كه جهان و جهانیان مرده اند، آیا وقت آن نرسیده است كه مسیحای موعود سر رسد و زمین و زمینیان را زنده گرداند؟!  






طبقه بندی: دلگویه،  مناسبتها، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 اسفند 1390 توسط سفیر شیدایی