تبلیغات
مشکات اندیشه - کوتــــاه و گویـــا

مشکات اندیشه
 
در غیاب تو چه خوبی‌ها و چه نعمت‌هایی که غایبند.

تو غایب نیستى؛ ما غایبیم و به حضور تو راه نداریم.

وقتی تو نیستى، بودن این همه حادثه, دردی از تنهایی بشر دوا نمی‌کند.

دعا کن که خدا این همه دعای فرج را مستجاب کند.

باید غصه‌ها و دردهای تو را به جان بخریم تا دردهایمان درمان شوند. 

شاید بارها خواسته‌ای بیایی و گناهی آمدنت را به تأخیر انداخته است.

تو بیش از خود ما فرج را انتظار می‌کشى.

هیچ شام سیاهی نیست که به سپیده ختم نشود، حتی شب فراق تو... .

غمِ «انتظار» روی تمام غم‌های عالم را سپید کرده!

ما برای آمدن تو دعا می‌کنیم تو برای دعای ما آمین بگو.

تو وعده محتوم خداوند هستی و خداوند «لایخلف المیعاد».

دلم گرفته برای تو و نمی‌دانم

که این غروب، غروب سه‌شنبه یا جمعه‌است؟

‌بگذار اندوه‌های تو را ما بگیریم, مبادا چشمان نازنین تو تر شود.

خدایا گناهانم را ببخش؛ همان‌گناهانی که قلب مولایم را به درد می آورد.

انتظار برای آنان که عاشقند, تنها راه چاره است.

انسان‌ها در کنار همند, ولی تنها هستند؛ چون تو نیستى... .




طبقه بندی: دلگویه،  امام عصر(عج الله)، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 تیر 1392 توسط سفیر شیدایی