تبلیغات
مشکات اندیشه - او که این کاخ های سفید را درهم خواهد شکست...

مشکات اندیشه
 

او خواهد آمد، با صدای انا المهدی.

آن وقت دیگر کودکان یتیم بی پدر نخواهند بود.

دیگر مادران فقیر شاهد پرپر شدن غنچه هایشان نخواهند بود.

دیگر در خرابه های شهر، کودکی به دنبال جنازه مادر نخواهد گشت.

دیگر صدای اسیری، از پشت میله های زندان ها!! شنیده نخواهد شد.

ای کافران، بترسید از نام مهدی (عج)، که نام ننگین تان را محو خواهد کرد.

او که این کاخ های سفید را درهم خواهد شکست و روی نامردیتان را سیاه خواهد کرد.

می دانم تو نیز با خبری،

از آن چه که ما بی خبریم،

از آنچه که دلت را می سوزاند و اما...

ای غریب بیابان ها روی سخنم با توست،

در کدامین بیابان خیمه زده ای تا خار بیابان را حریر زیر پایمان کنی.

به خدا عاشق گفتن: "دوستت دارم مهدی" شده ام.

عاشق چشم دوختن به غربت غروب جمعه ها شده ام.

بگذار بگویم غروب ها بی تو غمگین است.

شاید آفتاب هم وقتی از مشرق به هوس روی توطلوع می كند و با گذری در زمان، در مغرب غروب می کند از اینكه نتوانسته جمال دلربایت را نظاره گر شود از غصه دق می كند و می گرید و غروب می كند و این كار چندین هزار ساله است كه شاید یكی از همین نزدیكی ها به عشق خود وصال گیرد...،نمی دانم....

                                                                  «التماس دعای فرج»






طبقه بندی: دلگویه، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 اسفند 1390 توسط سفیر شیدایی