تبلیغات
مشکات اندیشه - ده زیبایی درزمان ظهورحضرت مهدی(عج)

مشکات اندیشه
 

در آخرالزمان هر چند مردم براى روى کارآمدن دولتى قدرتمند و در عین حال پشتیبان ستمدیدگان، لحظه شمارى می کنند، ولى به بسیارى از دولت‏هایى که روى کار می ‏آیند، خوش‏بین نیستند و سخن هر حزب و گروهى را نمی پذیرند و اصولاً کسى را قادر نمی ‏دانند که بتواند نظم را به جامعه جهانى بازگرداند و دنیاى پرآشوب را سامان‏ بخشد.

از این رو، مدّعى بازگشت نظم به جامعه و گسترش امنیّت در جهان، باید داراى توانى فوق توان دیگر انسان‏ها باشد و اثبات این مطلب نیاز به نشان دادن کرامات و کارهاى خارق العاده دارد و شاید براى این است که حضرت مهدى(عج) در آغاز ظهور، دست به یک سلسله کرامات و معجزات می ‏زند؛ به پرنده در حال پرواز اشاره می ‏کند و او فوراً فرودمی ‏آید و در دست حضرت قرار می ‏گیرد. چوب خشک را در زمین بایر فرو می برد و آن چوب بی درنگ سبز می ‏شود و شاخ و برگ می ‏دهد.

با این کارها به مردم ثابت می ‏شود که سرو کار آنان با شخصیتى است که آسمان و زمین به امر خداوند در اختیار و تحت فرمان اوست. این کرامات نویدى براى مردمى است که سال‏ها و بلکه قرن‏ها خود را زیر فشار و قهر آسمان و زمین می ‏دیدند. مردمى که از بالاى سر، مورد تهاجم هواپیماها و موشک‏ها قرار گرفته، میلیون‏ها قربانى داده ‏اند و قدرتى را نمی ‏یافتند که مانع آن همه تجاوزات گردد؛ ولى اینک خود را در برابر شخصیتى می ‏بینند که آسمان و زمین و آن چه در آنهاست در اختیار اویند.

مردمى که تا دیروز، چنان در قحطى به سر می بردند که حتى براى تهیه نیازهاى اوّلیه زندگى، رنج‏ها و مشکلاتى را متحمّل می شدند و در اثر خشکسالى و کمبود زراعت، در محاصره اقتصادى شدیدى قرار گرفته بودند، امروز در برابر شخصیتى قرار گرفته ‏اند که با اشاره‏اى زمین را سبز و خرّم می ‏کند و آب و باران را جارى می ‏سازد.

مردمى که دچار بیمارى‏هاى بی ‏درمان شده‏ اند، با کسى رو به رو می ‏شوند که حتى بیماری هاى غیر قابل درمان را نیز علاج می ‏کند و مردگان را زندگى می بخشد. این‏ها معجزات و کراماتى هستند که حکایت از توانایى، صداقت و حق بودن گفته‏ هاى این رهبر آسمانى دارد. کوتاه سخن آن که جهانیان باور می کنند که این نوید دهنده با هیچ یک از مدّعیان پیشین شباهتى ندارد و او همان رهایى بخش واقعى و ذخیره الهى و مهدى موعود است.

کرامات حضرت مهدى(عج) گاهى براى رزمندگانش روى می ‏دهد که بر ایمانشان می ‏افزاید و اعتقادشان را استوارتر می گرداند و گاه براى دشمنان و یا تردید کنندگان است که سبب ایمان و اعتقاد آنان به حضرت می ‏شود.

اینک به بخشى از آن معجزات و کرامات اشاره می کنیم:

1. سخن گفتن پرنده

امیرمؤمنان(ع) می ‏فرماید: « حضرت مهدى(عج) در مسیر حرکت خود به یکى از سادات حسنى که دوزاده هزار نفر رزمنده را به همراه دارد، برخورد می ‏کند؛ حسنى در مقام احتجاج برمی ‏آید و خود را سزاوارتر به رهبرى می ‏داند. حضرت در پاسخ او می ‏گوید: «من مهدى هستم». حسنى می ‏پرسد: آیا دلیل و نشانه‏ اى دارى تا با تو بیعت کنم؟ حضرت به پرنده‏اى که در آسمان در حال پرواز است، اشاره می ‏کند و آن پرنده فرود می ‏آید و در دستان حضرت قرار می ‏گیرد. آن‏گاه به قدرت خداوند لب به سخن می ‏گشاید و بر امامت حضرت مهدى(عج) گواهى می دهد.

براى اطمینان بیشتر سیّد حسنى، امام(ع) چوب خشکى را به زمین فرو می ‏برد؛ آن چوب سبز می ‏شود و شاخ و برگ می ‏دهد. بار دیگر، پاره سنگى را از زمین بر می ‏دارد و با یک فشار آن را خرد کرده، همانند خمیر نرم می ‏کند.

سیّد حسنى با دیدن آن کرامات به حضرت ایمان می ‏آورد. خود و همه نیروهایش تسلیم امام(ع) می شوند و حضرت او را به عنوان فرمانده نیروى خط مقدّم می ‏گمارد».(1)

2. جوشش آب و آذوقه از زمین

امام صادق(ع) می فرماید: «هنگامى که امام(ع) در شهر مکه ظهور می کند و قصد حرکت به کوفه را دارد، به نیروهایش اعلام می کند که کسى آب و غذا و توشه راه با خود برندارد. حضرت(ع) سنگ موسى(ع) را که به وسیله آن دوازده چشمه آب زلال از زمین جوشاند، همراه دارد. در مسیر راه هر جا توقف می کنند، آن سنگ را نصب می ‏کند و از زمین چشمه‏ هاى آب می جوشد. هر کس گرسنه باشد با نوشیدن آن سیر می ‏گردد و هر کس تشنه باشد، سیراب می ‏شود.

تهیه آذوقه و آب بین راه سپاهیان به همین ترتیب است تا هنگامى که به شهر نجف برسند؛ در آن‏جا با نصب آن سنگ، براى همیشه از زمین آب و شیر می ‏جوشد که گرسنه و تشنه‏ا را سیر می ‏کند».(2)

امام باقر(ع) می ‏فرماید: «هنگامى که حضرت قائم(ع) ظهور مى‏کند، پرچم پیامبر(ص) و انگشتر سلیمان و سنگ و عصاى موسى همراه او خواهد بود. پس به امر حضرت در بین سپاهیان اعلام می ‏شود که کسى زاد و توشه براى خود و علوفه براى چهارپایان بر ندارد. برخى از همراهان می گویند: او می ‏خواهد ما را به هلاکت بیندازد و مرکب‏هاى مان را از گرسنگى و تشنگى نابود کند. اصحاب با حضرت حرکت می ‏کنند. به اوّلین جایى که می ‏رسند، حضرت سنگ را بر زمین می کوبد و آب و غذا براى نیروها و علوفه براى حیوانات بیرون می آید و از آن استفاده می کنند تا به شهر نجف می ‏رسند».(3)

3. طىّ الارض و نداشتن سایه

امام رضا(ع) می ‏فرماید: «هنگامى که حضرت مهدى(عج) ظهور می ‏کند، زمین از نور خداوند روشن می شود و زمین زیرپاى مهدى به سرعت حرکت می ‏کند (و او با سرعت، مسیرها را می ‏پیماید) و اوست که سایه نخواهد داشت».(4)

4. وسیله انتقال

امام باقر(ع) به‏ شخصى به ‏نام سوره فرمود: «ذوالقرنین مخیّر گردید که یکى از دو ابر سخت و رام را برگزیند. او ابر رام برگزید و ابر سخت براى حضرت صاحب(ع) ذخیره شد».

سوره پرسید: ابر سخت چیست؟ حضرت فرمود: «ابرهایى که در آن رعد و برق و آذرخش و صاعقه باشد. هرگاه ابرى چنین بود، صاحب شما بر آن سوار است. بی ‏شک او سوار بر ابر می ‏شود و با آن به سوى آسمان بالا می رود و آسمان‏ها و زمین‏هاى هفت گانه را می ‏پیماید؛ همان زمین‏ هایى که پنج عدد آن مسکونى و دو تاى دیگر ویران است».(5)

امام صادق(ع) می فرماید: «خداوند، ذوالقرنین را در انتخاب بین دو ابر سخت و رام مخیّر کرد. او ابر رام را برگزید و آن ابرى است که در آن رعد و برق وجود نداشت و اگر ابر سخت را برمى گزید، اجازه استفاده از آن را نداشت؛ زیرا خداوند، ابر سخت را براى حضرت قائم(عج) ذخیره کرده است».(6)

5. کُندى حرکت زمان

امام باقر(ع) می ‏فرماید: «چون امام زمان(ع) ظهور کند، به سوى کوفه حرکت می نماید. در آن‏جا هفت سال حکومت می کند که هر سال آن برابر ده سال از سالیان شماست. پس از آن، خداوند هر چه اراده کند، انجام می ‏دهد». گفته شد چگونه سال‏ها طولانى می ‏شود؟ امام فرمود: «خداوند به منظومه (و فرشته اداره کننده آن) دستور می دهد که از سرعت خود بکاهد. از این رو، روزها و سال‏ها طولانى می شود».

گفته شد: می ‏گویند اگر کم‏ترین تغییرى در حرکت آنها پدید آید، آنها به هم می ریزند و فاسد می شوند. امام فرمود: «این سخن افراد مادّى گرا و کافر به خداست؛ ولى مسلمانان (که عقیده به خداوند گرداننده آنها دارند) چنین سخنى را نمی ‏توانند بگویند».(7)

6. قدرت تکبیر

کعب درباره گشودن شهر قسطنطنیه به دست مهدى(عج) مى‏گوید: حضرت، پرچم را به زمین فرو می ‏برد و به سوى آب می ‏رود تا براى نماز صبح وضو بگیرد؛ آب از حضرت دور می ‏شود. امام(ع) پرچم را بر می ‏دارد و به دنبال آب حرکت می کند تا آن که از آن ناحیه می ‏گذرد. آن‏گاه پرچم را در زمین فرو می برد و سپاهیان را فرا می ‏خواند و می ‏فرماید: «اى‏مردم! خداوند دریا را براى شما شکافت؛ هم‏چنان‏که آن را براى بنى اسرائیل شکافت». پس سپاهیان از دریا می ‏گذرند و رو به روى شهر قسطنطنیه قرار می ‏گیرند. سپاهیان نداى تکبیر سر می ‏دهند و دیوارهاى شهر به لرزه درمی آید.

بار دیگر تکبیر می گویند و دوباره دیوارها می ‏لرزد. بار سوم که صدا به تکبیر بلند می ‏کنند، دیوارهایى که میان دوازده بُرج مراقبت هستند، فرو می ‏ریزند.(8)

رسول خدا(ص) می ‏فرماید: «... حضرت مهدى(عج) جلوى قسطنطنیه فرود می ‏آید. در آن روزگار، آن دژ، هفت دیوار دارد. حضرت هفت تکبیر می ‏گوید و دیوارها فرو می ‏ریزد و با کشتن تعداد بسیارى از رومیان، آن‏جا به تصرف حضرت مهدى(عج) در می ‏آید و گروهى نیز به اسلام رو می ‏آورند».(9)

امیرمؤمنان(ع) در این زمینه می ‏فرماید: «... سپس حضرت مهدى و یارانش به حرکت خود ادامه می ‏دهند و بر هیچ دژى از دژهاى رومیان نمی ‏گذرند، مگر آن که با گفتن «لا إله إلّا اللَّه» دیوارهاى آن فرو می ‏ریزد تا آن که در نزدیکى شهر قسطنطنیه فرود می ‏آیند. در آن جا چند تکبیر می گویند و ناگهان خلیجى که در مجاورت آن شهر است، خشک می ‏شود و آب‏هایش در زمین فرو می ‏رود و دیوارهاى شهر نیز فرو می ‏ریزد. از آن‏جا به سوى شهر رومیه حرکت می ‏کنند و چون به آن‏جا می ‏رسند، مسلمانان سه تکبیر می گویند و شهر چون رمل و شن نرم - که در برابر تند بادها قرار گرفته باشد - از هم می ‏پاشد».(10)

نیز آن حضرت می فرماید: «... مهدى(عج) به پیش روى خود ادامه می ‏دهد تا این که به یکى از شهرهاى مشرف به دریا می ‏رسد. لشکریان حضرت تکبیر سر می دهند و در پى آن دیوارهاى شهر از هم گسیخته شده، فرو می ‏ریزند».(11)

7. عبور از آب

امام صادق(ع) می ‏فرماید: «پدرم فرمود: هنگامى که حضرت قائم قیام کند ... سپاهیانى را به شهر قسطنطنیه می ‏فرستد. آن‏گاه که به خلیج برسند، جمله ‏اى بر روى پاهاى خود می نویسند و از روى آب می ‏گذرند. رومیان چون این معجزه و عظمت را می ‏بینند، به‏ یک‏دیگر می ‏گویند: وقتى سپاهیان امام زمان این‏چنین باشند، خود حضرت چگونه خواهد بود! از این رو، درها را بر روى آنان می ‏گشایند و سپاهیان حضرت وارد شهر شده، در آن‏جا فرمانروایى می ‏کنند».(12)

8. شفاى بیماران

امیرمؤمنان(ع) می ‏فرماید: «... حضرت مهدى(عج) پرچم‏ها را به اهتزاز درمى آورد و معجزات خود را آشکار می ‏کند و به اذن خداوند چیزهایى را از نیستى به ‏وجود می ‏آورد. بیماران دچار پیسى و خوره را شفا می ‏دهد و مردگان را زنده، و زندگان‏ را می ‏میراند».(13)

9. عصاى موسى در دست

امام باقر(ع) می فرماید: «عصاى موسى متعلّق به آدم بوده است که به شعیب (پیامبر) رسیده و پس از او به موسى بن عمران داده شده است. آن عصا نزد ماست و به تازگى که من آن را دیدم، هنوز سبز بود؛ مانند روزى که از درخت جدایش کردند. چون از آن عصا سؤال شود، سخن می ‏گوید و آن براى قائم ما آماده است و آن چه موسى با آن کرد، حضرت قائم نیز با آن انجام می ‏دهد و هر چه بدان عصا دستور داده شود، انجام می ‏دهد و هرجا افکنده شود، جادوها را می ‏بلعد».(14)

10. نداى ابر

امام صادق(ع) می ‏فرماید: «... حضرت مهدى(عج) در آخر الزمان ظهور مى‏کند. بر سر آن حضرت ابرى در حرکت است و هرجا برود، آن ابر نیز می ‏رود تا حضرت را از تابش خورشید حفظ کند و با صدایى رسا و آشکار، ندا می ‏دهد، این مهدى است».(15)

سرانجام طبق فرموده امام صادق(ع): «هیچ معجزه ‏اى از معجزات پیامبران و اوصیا نمی ‏ماند، مگر آن که خداوند عزّوجلّ آن را به دست قائم ما انجام می ‏دهد تا حجّت بر دشمنان تمام گردد».(16)




پی نوشت:

1. عقدالدرر، ص‏97، 138، 139؛ القول المختصر، ص‏19؛ الشیعة و الرجعه، ج‏1، ص‏158.
2. بصائر الدرجات، ص‏188؛ کافى، ج‏1، ص‏231؛ نعمانى، غیبة، ص‏238؛ خرائج، ج‏2، ص‏690؛ نورالثقلین، ج‏1، ص‏84؛ بحارالانوار، ج‏13، ص‏185 و ج‏52، ص‏324.
3. کمال الدین، ص‏670؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏351؛ وافى، ج‏2، ص‏112.
4. کمال الدین، ص‏372؛ کفایة الاثر، ص‏323؛ اعلام الورى، ص‏408؛ کشف الغمّه، ج‏3، ص‏314؛ فرائد السمطین، ج‏2، ص‏336؛ ینابیع المودّه، ص‏489؛ نورالثقلین، ج‏4، ص‏47؛ بحارالانوار، ج‏51، ص‏157؛ ر. ک: کفایة الاثر، ص‏324؛ احتجاج، ج‏2، ص‏449؛ اعلام الورى، ص‏409؛ خرائج، ج‏3، ص‏1171؛ مستدرک الوسائل، ج‏2، ص‏33.
5. مفید، اختصاص، ص‏199؛ بصائر الدرجات، ص‏409؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏321.
6. اختصاص، ص‏326؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏312؛ غایة المرام، ص‏77.
7. مفید، ارشاد، ص‏365؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏337؛ الشیعة و الرجعه، ج‏1، ص‏400.
8. عقد الدرر، ص‏138.
9. العلل المتناهیه، ج‏2، ص‏855؛ عقد الدرر، ص‏180.
10. عقد الدرر، ص‏139.
11. الشیعة و الرجعه، ج‏1، ص‏161.
12. نعمانى، غیبة، ص‏159؛ دلائل الامامه، ص‏249؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏573؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏365.
13. الشیعة و الرجعه، ج‏1، ص‏169.
14. کمال الدین، ج‏2، ص‏673؛ بحارالانوار، ج‏52، ص‏318، 351؛ کافى، ج‏1، ص‏232.
15. تاریخ موالید الائمه، ص‏200؛ کشف الغمّه، ج‏3، ص‏265؛ صراط المستقیم، ج‏2، ص‏260؛ بحارالانوار، ج‏51، ص‏240؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏615؛ نورى، کشف الاستار، ص‏69.
16. خاتون آبادى، اربعین، ص‏67؛ اثبات الهداة، ج‏3، ص‏700.




طبقه بندی: امام عصر(عج الله)، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 10 شهریور 1391 توسط سفیر شیدایی