تبلیغات
مشکات اندیشه - بیداری اسلامی و نیازهای فكری معاصر آن (2)

مشکات اندیشه
 

امراض و گرفتاری‌هایی كه مانع سرزندگی و نشاط بیداری اسلامی بوده، و لازم است كه كارگزاران (امور) از آثار منفی آن دوری جسته و بپرهیز اند، عبارت اند از:

1- اختلاف:

مرضی است كه به درازای سیر زندگی انسان بر روی زمین وجود داشته و ناشی از فهم نادرست، خودخواهی، پیروی از هوای نفس، سطحی‌نگری و یا عدم تفكیك امور مهم و مهم‌تر از یكدیگر و… می‌باشد.

پدیده‌ی اختلاف در این دوران به اوج خود رسیده است تا جایی كه اختلافات فكری به درگیری‌های خونینی تبدیل شده كه پیكره‌ی امت را از هم متلاشی نمود و مسلمانان را به تكفیر همدیگر وا داشته است.

همه‌ی این اختلافات در چارچوب مسائل جزئی و سطحی روی می‌دهد حال آنكه مسائل حیاتی مرتبط با سرنوشت و آینده‌ی امت اسلامی به حاشیه رانده شده‌اند.

به دیگر سخن، تعدد مكاتب و مذاهب فكری كه باید وسیله‌یی برای پیشرفت فكر انسانی، نوآوری در دنیای اندیشه، كار كردن در زمینه‌های مشترك، و پذیرش عذر دیگران در مسائل اختلافی و منحصر كردن اختلاف در زمینه‌های مشخصی باشد همان‌طور كه قرآن بدان تصریح كرده است:

«قل یا أهل الكتاب تعالوا إلی كلمة سواء بیننا و بینكم أن لا نعبد إلا الله»([1]) «بگو: ای اهل كتاب! بیایید به سوی سخن دادگرانه‌ای كه میان ما و شما مشترك است، كه جز خدای یگانه را نپرستیم».

با این وجود، این مكاتب و مذاهب فكری وسیله‌ای برای اختلاف و فتنه‌انگیزی در محافل اسلامی و حتی در اسالیب و روش‌های كاری گردیده است. هنوز هم امت اسلامی، علیرغم شعارها و فریادهایی كه مصلحان از قرن‌ها پیش برای وحدت سر داده‌اند، ناتوان است از اینكه اختلاف بین مذاهب اسلامی و مكاتب فكری را كاهش دهد.

همه‌ی این‌ها از جهل و نادانی، پیروی از هوای نفس، عدم اخلاص و نبود فرهنگ برخورد با اختلاف و به ویژه سیاست فتنه‌انگیزی دشمنان اسلام، نشأت گرفته است. ما خواهان بستن باب اختلاف نیستیم، چرا كه اختلاف از لوازم طبیعت بشری انسان است بلكه می‌خواهیم بدانیم چگونه با اختلاف آراء برخورد كرده و نتایجی به سود امت اسلامی از آن بدست آوریم.

2- غرور و خودخواهی:

و این گذرگاه شیطان به درون انسان است كه كارهای وی را برایش آراسته و كار دیگران را در نگاه او ناچیز جلوه می‌دهد. در نتیجه به یك نوع خودپسندی می‌رسد تا جایی كه دیگر هیچ نقد و نصیحتی را از دیگران نمی‌پذیرد و با توجیه عملكرد خود از نقد و مواظبت بر نفس خود خودداری می‌كند.

غرور، مسأله‌ای است كه گاهی افراد، جماعت‌ها و گروه‌ها بدان مبتلا گشته و موجب انزوای آن‌ها و بی‌توجهی به دیگران می‌شود. و در نتیجه پذیرای هیچ‌گونه انتقادی نخواهند بود، چرا كه نقد را متوجه اندیشه، ارزش‌ها و اصول خود می‌داند.

موضوعیت قضیه می‌طلبد كه انسان مسلمانی كه خواستار اصلاح است و نیز جماعت‌ها و گروه‌هایی كه می‌خواهند در مسیر تكامل عملی و میدانی روند خدمت‌رسانی به اسلام گام بردارند، زندگی را عرصه‌ی كسب تجارب قلمداد كنند تا از تجربه‌ها و اشتباهات و آموخته‌های دیگران استفاده نمایند. گروه‌ها باید در تعامل با افراد خود صریح بوده و به‌طور واضح پیروزی‌ها و شكست‌هایشان را بدان‌ها اعلان كنند و به منظور علاج شكست‌ها و برطرف نمودن آن‌ها توسط گروه و اعضای آن، عوامل شكست را تشریح نمایند. و این كار با شروط زیر شدنی است:

1- هوشیاری گروه و ناامید نشدن آن به سبب صراحت‌گویی؛

2 - افراد، خود، مسئولیت علاج را برعهده بگیرند و مسئولیت را به گردن دیگران نیندازند و تنها به صورت منتقد باقی نمانند. چون ماندن در سطح زندگی منتقدانه نوعی بیماری و توجیهی برای بازماندگان از كار و تلاش می‌باشد. به این ترتیب، پیروان گروه موضوعیت قضیه را درك كرده و شخصیت آن‌ها براساس این تفكر و به دور از مغالطه و اصرار بر خطا شكل می‌گیرد. و این از بارزترین نمادهای جامعه‌یی اسلامی است كه به دور از نخوت و غرور و برای خدا زندگی می‌كند.

نخوت و غروری كه از خطرناك‌ترین بیماری‌های اخلاقی فرا روی دعوت‌گران اسلامی به حساب می‌آیند. تشكل اسلامی كه از مواجه با اشتباهات خود واصلاح آن‌ها سرباز می‌زند با خطر ركود و انزوا از امت اسلامی و رضایت دادن به آنچه كه در اختیار دارد، دچار می‌شود، در نتیجه از نوآوری و توسعه باز مانده و در جا می‌زند و بدنبال آن اعضایش ریزش كرده و دشمنان بر آن چیره می‌شوند.

برخی تلاش كرده‌اند تا با فهمی نادرست این شكست و درجازنی را بنام قضا و قدر، محنت و راه پر مخاطره و دشوار پیامبران توجیه كنند. چرا كه قضا و قدر مستلزم تسلیم در برابر شرایط و شانه خالی كردن از مسئولیت نبوده و محنت نتیجه‌ی طبیعی تلاش و جهاد مؤمنان برضد ظلم و فساد است نه رضایت دادن به ستم موجود و وضعیت منفی كارگزاران و عدم بررسی اشتباهات و استفاده نكردن از تجارب دیگران، و عدم شناخت شرایط موضوعی محیط كار و كارگزاران و حتی عدم برداشت درست از سنت‌ها و اسباب طبیعی كار.

3- سطحی نگری:

فهم سطحی و كوركورانه ی بسیاری از مسلمانان امروزی از اسلام، و عكس‌العمل‌های هیجانی و ارتجالی كه مسلمانان در قبال وضعیت أسف‌بار و تحت فشار بسیاری از ملت‌های مسلمان در فلسطین، قدس، چچن، فیلیپین، كشمیر وافغانستان گرفته تا عراق و… یكی دیگر از بیماری‌های بیداری اسلامی است. اگر چه نوع مقاومت و عملیات شهادت‌طلبانه عامل مهمی برای حفظ آبرو و بقای بیداری اسلامی و برانگیختن روحیه‌ی جهاد در آنها و پیدایش ندای بازگشت به اسلام است، لكن بدون برنامه‌ریزی عمیق و انجام بررسی‌های متناسب با دستاوردهای روز و نیازمندی‌های دنیای واقع، برای ایجاد پروسه‌ی تغییر و رهایی از جمود فكری و اجتماعی فراگیر، كافی نیست.

مشكل ما این است كه از نیاز شدید خود به این مطالعات و هر چند بررسی‌های مدرن آگاهی نداریم و متكی به اصول و ثوابتی هستیم كه آن‌ها را در اختیار داریم، ولی نمی‌توانیم آن‌ها را در ظروف و شرایطی كه جامعه‌ی اسلامی امروزه در آن به سر می‌برد جامه‌ی عمل بپوشانیم.

قرآن، سنت نبوی و دیگر منابع قانون گذاری اسلامی خطوطی كلی فراروی ما قرار می‌دهند كه می‌توان به وسیله آن‌ها برنامه‌ ای را ترسیم نمود كه موتور جامعه‌ی اسلامی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ را در پرتو اسلام و مطابق با نیازهای نوین و پیشرفته‌ی جامعه‌ی امروزی به حركت در آورد. لازمه‌ی این امر فهم عمیق و درك صحیح این نیازها و استقبال از آنها با آغوش باز می‌باشد. و این چیزی است كه امروز بدان نیازمند هستیم.

ما امروز، نیازمند یك برنامه‌ی اخلاقی هستیم كه با زبانی قابل فهم برای همه، حركت فرد و جامعه‌ی امروزین را پوشش دهد. باید مفاهیم خویش را در قالبی متناسب با ذهنیت مسلمان امروزی ارائه دهیم. و تمام تلاش خود را به خرج دهیم تا اندیشه‌ی اسلامی و كتاب‌های عقیدتی را از بدعت‌ها، كجروی و غلو پاكسازی كنیم. و بر پژوهشگران عقیدتی و فقهی است كه بدانند كه باید با برنامه‌یی جدید و زبانی متناسب با ذهنیت انسان معاصر و چالش‌های فرا روی آن به ارزیابی مسائل فكری بپردازند.

این برنامه‌ی پیشرفته‌ی نوین باید در چارچوب قانونگذاری اسلامی تدوین شود و باید مفاهیم و موضوعات متنوعی كه نسل امروزی جامعه‌ی اسلامی در جوانب مختلف زندگی دینی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به آن‌ها نیاز دارد، همراه با احكام شرعی آن‌ها كه نمایانگر دیدگاه و قوانین اسلامی است و می‌توانند جامعه را اداره و تمام نیازهای قانون‌گذاری آنرا بخوبی پوشش دهند، مشخص گردند.

از نشانه‌های سطحی‌نگری این است كه اموری كه در هرم اولویات فعالیت اصلاح اجتماعی و فكری قرار دارند مشخص نگردند و به امور بی‌اهمیت و حاشیه‌یی كه فرصت‌های زیادی را در راه رسیدن به اهداف و حاكم كردن اسلام از ما می‌گیرند، بپردازیم.

4- ارتجالی و بی‌برنامه بودن:

مقصود از آن نداشتن برنامه‌ریزی و عدم بررسی مسائل، حوادث و موضع‌گیری‌ها و برخورد واكنشی و عاطفی، نه برخورد معتدل و برنامه‌ریزی شده با آن‌ها است، چون اقدامات ارتجالی و هیجانی در هدر دادن تلاش‌ها، نیروها و فرصت‌ها و نیز ضایع كردن عمر و مال و بدنبال آن نابودی امت اسلامی تأثیر بسزایی دارند. و همه‌ی این آفات، ناشی از موضع‌گیری‌های خام و خودسرانه است. ارتجالی بودن، آفت بزرگی است كه ریشه‌ی آن جهل، عقب‌ماندگی، عدم تعقل و نبود حكمت و دوراندیشی در امور می‌باشد.

دشمن با انجام تحقیقات و ارائه‌ی راه‌كارهای علمی و تدوین نقشه‌ها در صدد مبارزه با اسلام و مسلمانان است. پس ما نیز باید با تحقیقات و شگردهای مبتنی بر برنامه‌ریزی عقلی، عملی و موضوعی به مقابله با توطئه‌های آنان بپردازیم.

«أدع إلی سبیل ربّك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتی هی أحسن»([2])

«مردم را با حكمت و موعظه‌ی نیكو به راه پروردگارت بخوان و با آنچه بهتر است با آن‌ها مجادله كن

راه‌های معالجه

اولاً: خروج از این بحران بزرگی كه امت اسلامی در آن بسر می‌برد، جز با اعاده‌ی عقل به حوزه‌ی پژوهش و تحقیق و استنتاج افكار و دیدگاه‌های عملی درست و متناسب با نیازهای فرآیند اصلاحی، پیشبردی و مدرنیته‌ی امروزی و بدور از تقلید كوركورانه و پیروی از افكار دیگران و بدون دقت‌نظر و پالایش عملی آنها امكان‌پذیر نیست. بنابراین، برای انجام پژوهش‌های علمی و مطالعات نوین اسلامی نیازمند ایجاد مؤسسات و بكارگیری تكنولوژی مدرن در خدمت دعوت اسلامی، هستیم.

مسلمانان ثروتمند و دارای توان مالی می‌توانند با مشاركت و حمایت از این پروژه‌های سازنده، به اسلام، دعوت اسلامی، محافظت بر آینده‌ی امت اسلامی، تلاش علما جهت تبلور اندیشه‌ی اسلامی و تربیت نخبگان علمی خدمت كنند تا از این راه به بهره‌ی دنیا و آخرت دست یابند و آینده‌ی تمدنی شكوفایی را برای جامعه‌ی خودتضمین كنند.

ثانیاً: بر علمای اسلام، دعوت‌گران و مصلحان روشنفكر است كه با طرح موضوعات مفید و بررسی مسائل مربوط به انسان مسلمان امروزی با ساختاری نو و جذاب و روشی تشویق‌كننده نه ترساننده و متناسب با وضعیت متحول اجتماعی، مسئولیت خود را ادا كنند.

ثالثاً: مسئولیت گروه‌ها و مذاهب اسلامی اقتضا می‌كند كه با هم متحد و یكپارچه شوند و بر آن‌هاست كه مطابق با وضعیت موجود امت اسلامی و با روحیه‌ی تفاهم فكری و گفتگوی موضوعی زندگی مسالمت‌آمیز با هم داشته باشند. همچنین باید روش‌های جذاب و گیرای مبتنی بر فهم عمیق اسلامی بكار گیرند و همواره در راستای به روز كردن این متدها، تعمیق افكار، تربیت نسل نوین اسلامی و نجات دادن مسلمانان از چنگال تفرقه، جهل و فساد تلاش كنند.

فِرَق اسلامی باید با در نظر گرفتن آرمان‌های بزرگ، آمادگی برای تفاهم، گفتگو با دیگران و هماهنگی با یكدیگر، بطور جدی، از تفرقه و جدایی دوری جویند. و با این كار می‌توانند یك استراتژی پیشرفته را ترسیم كنند كه با تقسیم وظایف در آن، زمینه‌ی وحدت امت اسلامی، شكوفایی و حفظ آن از تفرقه و نابودی، فراهم می‌گردد.

دشمن در تلاش است كه تمام فرصت‌ها را جهت نابودی جامعه‌ی اسلامی بكارگیرد. گاهی از اختلافات ما سود می‌جوید و تاریخ این كار را برای ما ثابت كرده است، چرا كه استكبار درصدد بوده با بهره‌برداری از اختلافات مذهبی و سیاسی بین گروه‌های اسلامی، مسلمانان را از هم جدا كرده و آن‌ها را به جوامعی كوچكتر تبدیل كند تا به آسانی بتواند ایشان را شكار كرده و بر آن‌ها چیره شود.

مسئولیت ما در مواظبت از وحدت امت اسلامی از طریق ایجاد وحدت فكری و تفاهم بین كارگزاران و حفظ اهداف با روش‌های متناسب با روز، خلاصه می‌شود. و با این كار، از آینده‌ی امت اسلامی پاسداری می‌كنیم. در غیر این‌صورت نمی‌توان انتظار خیر و نیكی كشید و همه باید مسئولیت نابودی، هدر رفتن تلاش‌ها و توان‌مندی‌ها و سودجویی دشمن از ضعف و تفرقه‌ی ما را برعهده بگیرند.

بنابراین، جا دارد كه مسئولیت خطیر علما، اندیشمندان، دعوت‌گران و اصلاح‌گران در قبال ایفای بجا و مقتدرانه، نقشی كه از آن‌ها انتظار می‌رود، یادآور شویم، تا امت اسلامی را از وضعیت تلخ موجود نجات دهند و در مقابل چالشهای خطرناكی كه فراروی آن قرار دارد، از آن محافظت نمایند.




پی نوشت:

([1]) آل‌عمران: 64.

([2]) النحل: 125.





طبقه بندی: بیداری اسلامی، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 بهمن 1391 توسط سفیر شیدایی