تبلیغات
مشکات اندیشه - نامه یکی از زنان مبارز بحرین برای برادر شهیدش

مشکات اندیشه
 
متنی که در ادامه می خوانید، نامه یکی از زنان مبارز بحرین است برای برادر شهیدش که به دلیل قطع اینترنت در جریان تظاهرات اخیر به سختی به دست رسانه ها مهرخانه رسیده و به خاطر نگرانی نویسنده از پیگیری دستگاه های امنیتی آل خلیفه،‌ از ذکر نام این شهید بزرگوار و خواهر شان معذوریم.

دو سال است زنان و مردان بحرین در اوج مظلومیت و در سکوت سیاستمداران غربی و عربی و رسانه هایشان مبارزه می کنند،‌ به زندان می افتند؛ شکنجه می شوند و زخمی و شهید می دهند، اما فریاد هیهات مناالذله در این سرزمین خاموش نشده است.


آسمان شهر صاف و باغچه آن پر گل بود. اطراف درختان، خانه هایی با مردمی پاک و بی آلایش، در صلح و آرامش زندگی می کردند.

با وجودیکه همیشه خطر در کمین شان بوده و سعی در از بین بردن آرامش و صلحشان داشت؛ حاکم ظالم همان خطر بزرگی است که دائماً اشخاص بی آلایش را در کمین گرفته، آنانی که برپاکننده انقلاب و جویای حق اند.


مردم با صدای جوانان انقلابی در ۱۴ فوریه ۲۰۱۱ به هوش آمدند و مبارزه با ظلم و ستم در جهت رسیدن به پیروزی اعلام شد؛ راهی که برای رسیدن به آن جان فشانی های زیادی را باید متحمل شد و در حقیقت شروع فقدان بسیاری از کسانی است که یا در سنین جوانی بسر می برند و یا هنوز به سن بلوغ نرسیده اند، و زنان و عالمانی که برای رسیدن به حقیقتی بزرگ سالیان درازی در سکون به سر می برده اند و کسانی که به ملکوت اعلی پیوسته اند و زمینیان بر زمین و فرشتگان در آسمان  همواره آنها را همراهی می کنند.

برادرم، جوانی مؤمن و متقی بود که از خداوند می ترسید و در تمام مراحل زندگی از محمد(ص) و اهل بیت او الگو می گرفت تا جائیکه وی را به همین دلیل به شهادت رساندند. وی سعی جدی در رساندن پیام حسینی(ع) داشت. و لیکن خداوند متعال او را برای در کنار حسین بودن در بهشت برین اختیار کرد؛ قبل از آنکه مسیر سخنرانی را در پیش بگیرد.

وی خانواده کوچکش را غرق محبت نموده و فرزندانش را بر طبق روش قرآن تربیت کرد و عشق به نماز را به آنها چشاند و دانه محبت پیامبر(ص) را در وجودشان کاشت و لحظه ای از ایجاد جوی مناسب و آرام برای فرزندانش دریغ نکرد. او برای همسرش بهترین یاور و در تمام مراحل در جهت ایجاد محیطی مناسب و پر أمن و رساندن فرزندان به حد والای علمی کوشش می کرد و در حقیقت وی همسری بااخلاص و پدری نمونه بود. اولین هم و غم او کمک به دیگران بود و همیشه آنها را بر خود مقدم می دانست و در حل مشکل دیگران از بقیه سبقت می گرفت و در انجام کارهای خیر بسیار کمک می کرد.

از اذیت و آزار دیگران دوری می جست و به واقع مصداق گفته خداوند متعال بود که فرمود: “أُولَٰئِکَ یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ: آنانند که در کارهاى نیک شتاب می ‏ورزند و آنانند که در انجام آنها سبقت می ‏جویند.”

به همان اندازه که عشق خدا و پیامبر(ص) و عشق مردم در دل او جای داشت، به همان اندازه ساده و فروتنی را اختیار کرد و عمر خود را در راه خدمت و نیکی به پدر و مادر و برادران و خواهران و خانواده اش گذراند و فرزندی مهربان برای مادر و خدمتکاری برای برادر و همسر و پدری مهربان  برای خانواده اش بود. آن همان شهیدی است که بدنش را فنا کردند و پهلوهایش را شکستند و بدنش کبود گشت؛ چراکه او فقط بنده ای برای خدا بود.

راست گفت خداوند متعال: «و مَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیم: و این [خصلت‏] را جز کسانى که شکیبا بوده ‏اند نمى ‏یابند، و آن را جز صاحب بهره ‏اى بزرگ، نخواهد یافت.»

به حق به آنان نائل گشت و به برکت تقوا و عشق خالصانه به خدا و علاقه شدید قلبی وی به پیامبر(ص) و آلش به آنها ملحق شد. پس سلام و درود بر روح پاک او و بر تمام ارواح شهیدانی که در راه حسین(ع) حرکت کردند و شعار «هیهات منا الذله» را با فریاد سر دادند و به ذلت و خواری تن ندادند.




متن عربی
کانت سماءُ البلاد صافیة و حدیقتها زاهرة،، حول أشجارها بیوتٌ تعیشُ فیها أرواحٌ لطالما کانت نقیة،، تعیشُ السلامَ والطمأنینة إلا أن هناکَ خطرٌ متربِصٌ بها ویحاول دائماً اقتحام سلامها وطمأنینیَتها،، جور الحاکم الظالم هو ذاکَ الخطر الکبیر الذی یلاحق تلک الأرواح النقیة وبدورها تواجهه بالثورة والمطالبة بالحق.

استفاقَ الناسُ على صوتِ شبابٍ ثائر فی الرابع عشر من فبرایر ٢٠١١،، بدأت الثورة ملعنةً تحدی الظلم ومحاربة الجور للوصول لخط النصر والطریق إلیه یتطلب الکثیر من التضحیات،، وکان ذلکَ الیوم بدایةً لفقد الکثیر من تلک الأرواح،، منها من کان فی ریعان شبابه ومنها من لم یبلغ الحلم بعد وهناک النساء والشیوخ الذین مضوا فی سبیل تحقیق الکرامة لشعبٍ صمد مئات السنین.

أحدُ الذین مضوا للملکوت الأعلى محلقین سعداء یزفهمُ الناس على الأرض والملائکة فی السماء کان فی عقده الثالث،، کان شاباً مؤمناً تقیًّا یخافُ الله عز وجل. والَّى النبی محمد (ص) وأهل بیته (ع) وسار على نهجهم حتى آخر أیام حیاته،، حتى أن السبب الرئیس لقتله هو مولاته لهم. سعى سعیاً جاداً فی سبیل أن یصبح خطیباً حسینیاً یرثی آل محمد (ع) فی مآتم الحسین (ع)،، إلا أن الله تعالى اختار فی أن یجعله بجانب الحسین (ع) فی جنات النعیم قبل أن یتمم مشوار الخطابة.

احتوى عائلته الصغیرة بالحب والحنان، ربّى أولاده وسیّرهم على نهج القرآن، حببّهم فی الصلاة ورسّخ فی قلوبهم حب النبی (ص) وآله الکرام (ع)،، ولم ینسى یوماً أن یوفر لهم سبل الراحة والأمان. کان نعم الزوج لزوجته والمعین،، أعانها بکل ما یملک فی سبیل توفیر الجو المناسب والآمن للأولاد وجاهد معها للوصول لأعلى المراتب العلمیة. کان فعلاً زوجاً مخلصاً وأباً لا مثیل له.

کان همه الأول مساعدة الآخرین،، لطالما فضلهم على نفسه وکان من السبّاقین لحل مشاکلهم والتعاون معهم على فعل الخیر،، یبتعدُ عن أذى الآخرین ویحاول دائماً کسبهم،، حقاً إنه کان مثالاً صادقاً لقول الله تعالى: (أُولَٰئِکَ یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ). بقدر ما کان غنیاً بحب الله والنبی وآله (ع) وبحب الناس بقدر ما کان بسیطاً متواضعاً أفنى عمره فی خدمة والدیه وإخوته وأخواته وعائلته وکل من یحتاج منه المساعدة،، کان بمثابة الساعد الأیمن لوالده والابن الحانی على والدته والأخ الخدوم لإخوته والزوج والأب الحنون لعائلته.

ذلک هو الشهید الذی بُضِعَ جسمه وکُسِّرت أضلاعه وازرورق بدنه من شدة الضرب لأنه کان فقط عبداً لرسول الله (ص) وذلک من جهل الظلام حیثُ کانوا یجهلون أن عبداً تعنی خادم. لقد صدق الله تعالى حین قال: (وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ)،، کان قد استحقها حقاً ونال فضل تقواه وحبه لله وتعلقه الشدید بالنبی (ص) وبآله (ع). فسلامٌ على روحه الطاهرة وعلى أرواح جمیع الشهداء الذین ساروا على خط الحسین (ع) ورددوا هیهات منا الذلة،، وحقاً لم ولن یُذلّوا.




طبقه بندی: دلگویه،  بیداری اسلامی، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 اسفند 1391 توسط سفیر شیدایی