تبلیغات
مشکات اندیشه - مطالب تیر 1392

مشکات اندیشه
 
ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت

دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

مانند مرده ای متحرک شدم بیا

بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت

می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر

دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت

دنیا که هیچ,جرعه ی آبی که خورده ام

از راه حلق تشنه ی من مثل سم گذشت

بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم

از خیر شعر گفتن,حتی قلم گذشت

تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم

یک گوشه بغض کرده,که این جمعه هم گذشت...

مولا شمار درد دلم بی نهایت است

تعداد درد من به خدا از رقم گذشت

حالا برای لحظه ای آرام می شوم

ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت




طبقه بندی: دلگویه،  امام عصر(عج الله)، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 28 تیر 1392 توسط سفیر شیدایی
عجیب لذتی است لذتِ «نه»...

لذتِ نرفتن با وجود توان رفتن، لذت نگفتن با وجود توانایی گفتن ، لذت نخوردن با وجود میل به خوردن، لذت ندیدن با وجود چشم هایی برای دیدن. لذت «نه» گفتن با وجود داشتن قدرت برای بلی گفتن...

لذت دارد این «نه» البته به شرطها و شروطها... و شرطش این است که زیبایی حقیقی و جاودان در نه باشد و زیبایی ظاهری و زودگذر در آری. لذت بی پشتوانه و حقیر در دیدن و خوردن و گفتن و رفتن باشد و لذت ماندگار، لذت حقیقی، لذت لذیذ، در ندیدن و نخوردن و نگفتن... در «نه»...

لذت عجیبی است این لذت. لذتی برای انسان های بزرگ در تاریخ. لذتی از جنس لذت کربلایی عباس. عباسی تشنه و لب دریا، چشمک زدن های امواج زلال آب در میان دست ها و آبی که تا جلوی صورت می آید و... «نه» می شنود از عباس... «نه» می شنود و ریخته می شود از لابلای انگشتان عباس... و آب می فهمد که عباس لذتی که در نخوردن هست را نمی فروشد به لذت خوردن و رفع عطش. آب می داند که عباس چشیدن این لذت «نه» را با چشیدن آب که سهل است با دنیا عوض نمی کند. واین لذت لذت «نه» است.

رمضان ماه چشیدن شیرینی «نه» گفتن هاست.شیرینی نخوردن، ندیدن، نگفتن و... نه و نه و نه ...

و اگرچه همه این ها «نه» هایی اند به حلال ها اما تمرینی اند برای نه گفتن به حرام ها...

انسانی که غذای حلال خود را در اوج گرسنگی رها کرده و از خیر لذت خوردن آن می گذرد تا به لذت «نه» گفتن برسد آیا اگر به معنای واقعی کلمه به این لذت دست پیدا کند، دیگر حاضر است دیگر به غذای حرام حتی فکر هم بکند؟! او از حلالش گذشته حالا بیاید و به سراغ حرامش برود؟! لذت خوردن و دیدن و در یک کلمه لذت «آری» را در خود کشته و حقیر کرده. حلالش را کشته، حرامش که دیگر جایی ندارد در فکر او ...

رمضان ماه کشتن هوس و لذت های حقیر است برای رسیدن به لذت های حقیقی. و این سیر با منع حلال ها تمرین می شود. نه گفتن ها با نه گفتن به حلال ها آغاز می شود تا تمرینی باشد برای نه گفتن به حرام ها... لذت نه گفتن چشیده می شود تا لذت «گناه» کردن خوار شود. و رمضان آغازی می شود برای یک سال شیرین. یک زندگی شیرین که در آن شیرینی گناه نکردن چشیده می شود نه لذت گناه کردن...

خدایا اگر اهل گناهم دلیلش این است که لذت گناه «کردن» زیر دندانم مزه کرده.

بارخدایا به حق رمضانت توفیق بده تا لذت گناه «نکردن» را بچشم تا دیگر مست آن لذت شوم. مست آن و عبد تو ...

آمیــــــــن...


....................................................................................................................

پ.ن 1: چه زیباست؛ در اوج گرمای روز، در اوج تشنگی، «آب» ببینیم و نخوریم و سلام به عباس دهیم.

پ.ن 2: در روضه ام نام عباس آوردم، پس امام زمان آمد. تا کنون به سر رابطه ی میان عباس و امام زمان فکر کرده ای؟!




طبقه بندی: دلگویه،  متفرقه،  مناسبتها، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 25 تیر 1392 توسط سفیر شیدایی
در غیاب تو چه خوبی‌ها و چه نعمت‌هایی که غایبند.

تو غایب نیستى؛ ما غایبیم و به حضور تو راه نداریم.

وقتی تو نیستى، بودن این همه حادثه, دردی از تنهایی بشر دوا نمی‌کند.

دعا کن که خدا این همه دعای فرج را مستجاب کند.

باید غصه‌ها و دردهای تو را به جان بخریم تا دردهایمان درمان شوند. 

شاید بارها خواسته‌ای بیایی و گناهی آمدنت را به تأخیر انداخته است.

تو بیش از خود ما فرج را انتظار می‌کشى.

هیچ شام سیاهی نیست که به سپیده ختم نشود، حتی شب فراق تو... .

غمِ «انتظار» روی تمام غم‌های عالم را سپید کرده!

ما برای آمدن تو دعا می‌کنیم تو برای دعای ما آمین بگو.

تو وعده محتوم خداوند هستی و خداوند «لایخلف المیعاد».

دلم گرفته برای تو و نمی‌دانم

که این غروب، غروب سه‌شنبه یا جمعه‌است؟

‌بگذار اندوه‌های تو را ما بگیریم, مبادا چشمان نازنین تو تر شود.

خدایا گناهانم را ببخش؛ همان‌گناهانی که قلب مولایم را به درد می آورد.

انتظار برای آنان که عاشقند, تنها راه چاره است.

انسان‌ها در کنار همند, ولی تنها هستند؛ چون تو نیستى... .




طبقه بندی: دلگویه،  امام عصر(عج الله)، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 تیر 1392 توسط سفیر شیدایی
خداوند متعال در قرآن كریم از دو گروه دعا كننده یاد مى كنند:

یك گروه آنان كه چشم به دنیا دوختند و به جهان آخرت بى اعتنا هستند. آنها در مقام دعا هم از خداوند فقط دنیا را مى خواهند و مى گویند: خداوندا، آنچه مى خواهى به ما بدهى، در دنیا بده. چنین كسانى در آخرت بى بهره اند.


گروه دوم كسانى هستند كه هم نظر به دنیاى خود دارند و هم اعتقاد به آخرت اینان این گونه دعا مى كنند:

ربنا اتنا فى الدنیا حسنة وفى الاخرة حسنة و قنا عذاب النار (1)؛

بارالها، در دنیا به ما حسنه بده ، و در آخرت نیز حسنه بده و ما را از آتش جهنم دور دار.

چند روایت

عبدالاعلى گوید: درباره این آیه از حضرت صادق علیه السلام تفسیر و توضیحى خواستم، حضرت فرمود:مقصود رضوان الهى و بهشت در آخرت، و وسعت در زندگى و معاش و خوش خلقى در دنیاست(2).

حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: مقصود در این آیه همسر شایسته در دنیا و بهشت در آخرت است(3).

پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله فرمود: كسى كه دلى شكرگزار، و زبانى در كار ذكر خدا، و همسر مؤ منى را كه او را در امور دنیا وآخرتش یارى رساند داشته باشد، خداوند در دنیا و آخرت به او حسنه داده و از عذاب آتش او را نگه داشته است(4).

در حدیث آمده است كه: حضرت رسول صلى الله علیه و آله به عیادت مرد مسلمانى رفتند كه از بیمارى رنج مى برد. حضرت به او فرمود:

آیا دعا كردى و چیزى از او خواستى؟ بیمار گفت: آرى: این گونه با خدا سخن مى گویم: بارالها، اگر مرا در آخرت مى خواهى عذاب كنى ، آن را در این دنیا برایم قرار ده.


حضرت فرمود:سبحان الله! تو طاقت چنین عذابى ندارى، چرا نگفتى: ربنا اتنا فى الدنیا حسنة و فى الاخرة حسنة و قنا عذاب النار.
آن بیمار این گونه دعا كرد و خداوند شفایش داد (5).
--------------------------------
1 - بقره (2) آیه 201.
2 - تفسیر البرهان ، ج 1، ص 203.
3 - مجمع البیان ج 2، ص 298.
4 - مجمع البیان ، ج 2، ص 298.
5 - تفسیر ابن كثیر ج 1، ص 433 تفسیر ابوالفتح ، ج 2، ص 134.




طبقه بندی: متفرقه،  مناسبتها، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 تیر 1392 توسط سفیر شیدایی
(تعداد کل صفحات:3)      1   2   3